هواداران جومونگ و اولادش((امپراتور کره))

جومونگ . موهیول . یون . سوسانو . دوجین . سریو . یوری . مارو . گوگوریو . بویو . افسانه جومونگ . امپراتور بادها . جومونگ۳ . عکس . کلیپ . بیوگرافی

هواداران جومونگ و اولادش((امپراتور کره))

جومونگ . موهیول . یون . سوسانو . دوجین . سریو . یوری . مارو . گوگوریو . بویو . افسانه جومونگ . امپراتور بادها . جومونگ۳ . عکس . کلیپ . بیوگرافی

خلاصه قسمت اول جومونگ ۳-بخش اول

 منبع این مطلب : 

 

خوب همون اول کار هم که می بینید عمو موهیول در حال آماده سازی سربازا برای میدون جنگ هستش و داره سخنرانی حماسی می کنه ...

جریان این جنگ از این قراره که عمو موهیول ما می خواد بره ناک رانگ که طبیعتا یکی از قبیله های اون زمان بوده رو تصرف کنه و داره سخنرانی حماسی برای سربازاش می کنه ... بعدش هم که سربازا کلی جوگیر میشن و هورا می کشن و یه آهنگ توووووپ هم همزمان باهاش پخش میشه که باید ببینید تا لذتش رو ببرید ...  

 

 

خوب این سکانس تموم میشه و داستان وارد یه فضای دیگه ای داره میشه و داره قضیه عشق پرنسس همون قبیله ناک رانگ و شاهزاده هودونگ رو تعریف می کنه که من چیزی نمیگم خودتون زیرنویس رو بخونید ... 

 

 

خوب حالا این قضیه تموم میشه و داستان میره یک سال بعد از سقوط ناک رانگ توسط گوگوریو ...

اینجا یه سری تمرینات نظامی گوگوریو که بسیار زیبا هم هستن رو نشون میده که طبیعتا باید خودتون ببینید و تعریف کردنی نیستش ... 

خوب اینجا هم هودونگ رو با عمه اش میبینید که داره لباس هودونگ رو مرتب می کنه ... 

وقتی میان تو اتاق یکی از محافظا به هودونگ خبر میده که محل دفن شاهزاده ناک رانگ رو پیدا کرده .. 

که هودونگ هم میگه من می خوام به دیدن قبرش برم ولی عمه اش مخالفت می کنه و میگه خبر داره و الان وقتی این جور سوسول بازیها نیستش ...ولی او  حرف عمه ش رو قبول نمی کنه و عزم حرکت می کنه ... 

از طرف دیگه هم یکی از سربازا برای رهبر شورشی های ناک رانگ خبر میاره که هودونگ داره برای دیدن قبر پرنس ناک رانگ به اینجا میاد پس اونا هم فرصت رو مناسب میبینن و می خوان وقتی که هودونگ اینجاست با یه لشکری بهش حمله کنن و دستگیرش کنن ...  

خوب اینجا هم که میبینید یه نمایش محلی برگزار شده که در مورد همون ماجرای هودونگ و پرنس ناک رانگ هستش که به خاطر عشق به هودونگ به کشورش خیانت کرد ...(شما هم احتمالا این رفیقمون رو میشناسید تو عکس ...) 

یه نفر از کارکنای ملکه که طبق روال کلیه سریال های کره ای موذی و بد ذات هستش عروسک هایی رو که به عنوان هودونگ و پرنس ناک رانگ ساخته بودن رو واسش میاره و جریان رو تعریف می کنه که هودونگ شده سوژه ی مردم ... 

این جوجه رو هم که میبینید بچه ملکه هستش که ملکه می خواد کاری کنه که این ولیعهد بشه نه هودونگ ... !!! 

از طرف دیگه از طریق یکی از مشاورای موهیول بهش خبر میرسه که گویا تحرک هایی از سوی ناک رانگ وجود داره که موهیول میگه چطور ممکنه پرنس و پادشاه اونا که کشته شدن که مشاور بهش میگه گویا در ناک رانگ پرنس و شاهدخت دیگه ای وجود داره که هنوز هم زندس ... 

که یهو ملکه هم از راه میرسه و به پادشاه موهیول می گه اگه از هودونگ بپرسید اطلاعات خوبی داره ...بعدش هم که میاد قضیه نمایش های عروسکی رو واس موهیول تعریف می کنه ... 

خوب اینجا هم که هودونگ رو میبینید که سر مقبره پرنس ناک رانگ نشسته ... 

خوب اینجا هم داستان یه فلاش بک به قبل از نابودی ناک رانگ میزنه و اصلا تعریف می کنه که چه اتفاقی افتاد ...گویا در کشور ناک رانگ یه طبلی بوده که وقتی هر دشمنی وارد مرز اونا میشه از خودش تولید صدا می کرده و همه خبردار میشدن که دشمن وارد شده و این طبل یه جوری از این کشور محافظت می کرده ولی این پرنس قبلی ناک رانگ که اسمش هم پرنس لاهی هستش به خاطر اینکه عاشق هودونگ میشه نمی تونه تحمل کنه که عشقش تو این جنگ شکست بخوره و پیش همه تحقیر بشه و یا کشته بشه اینه که تصمیم میگیره به خاطر عشقش به کشورش خیانت کنه و این طبل رو پاره کنه و خیانت کردن به کشور و پاره کردن طبل همانا و تسخیر شدن ناک رانگ همانا ... اینجاست که میگه : عشق آدمو کور می کنه به هرچی مجبور می کنه ....(برین تو کار شش و هشت ...) 

یه چند تا عکس هم از این دیالوگ های این دو تا کفتر عاشق قبل از پاره کردن طبل و اینجور صحبت ها ببینید تا ببینیم بعدا دنیا دست کیه ...(ولی اخی طفلی این دختره خیلی گناه داشت طفل معصوم ...) 

البته در این قضایا هم یه نکته اساسی هم وجود داره اونم اینکه درسته پرنس لاهی خیلی عاشق هودونگ بوده ولی خود هودونگ اون یکی پرنس ناک رانگ یعنی پرنس جامیونگ رو دوست داشته و در این قضایا یه جورایی با احساساتش توسط هودونگ برای پیروزی گوگوریو بازی شده .... 

در همین اوضاع و احول بود که رهبر شورشی های ناک رانگ سر میرسه و دستور حمله به هودونگ رو که با یه سرباز اومده میده ... 

خوب اینجا هم یه جنگ خیلی باحالی درمیگیره که خوراک کسایی که سریال های رزمی دوست دارن و تعریف کردنی نیستش و بعدا باید خودتون ببینیدش ... 

ولی به هر حال هر طوری بود اونا فرار می کنن و به گوگوریو برمیگردن ... 

وقتی که هودونگ برمیگرده بهش خبر میدن که پادشاه موهیول که از قضیه رفتن هودونگ سر قبر پرنس لاهی از طریق ملکه با خبر شده می خواد موهیول رو ببینه ...

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد